بستواژهنامه آزادفعل اسنادی را گوییم. نمونه:نهاد و گزارا و بست همان مسند و مسندالیه و فعل اسنادی هستند. (زابلی) (best) ایست! وایستا.
شوونیسمواژهنامه آزاد(به فرانسوی:Chauvinisme) در معنای اصلی و ابتدایی آن، یک نوع میهن پرستی افراطی و ستیزه جو، و یک ایمان کور به برتری و شکوه ملی است. با بسط معنا، شوونیسم طرفداری م
تطویرواژهنامه آزادتوسعه، دگرگون کردن، پیشرفته کردن، متحول کردن = پیشرفت, توسعه, بسط, ترقی, نمو, ظهور (عکس)
توسعاواژهنامه آزادتوسعاً. [ت َ وَس ْ س ُ عَن] (ع ق) فراخی را. با بسط دادن معنی کلمه ای به معانی دیگر. تجوزاً. (از یادداشت های مرحوم دهخدا). رجوع به توسع شود.
مانستانواژهنامه آزادمانِستان به معنی اقامتگاه و محل ماندن، مرکز عبادت پیروان دین مانی، چراکه برگزیدگان مانوی در آنجا بسط می نشسته اند.