افغانواژهنامه آزادفریاد، فغان، ناله، زاری، غوغا، فریاد از درد مصیبتی. همچنان نام قبیله یی است در مناطق مرزی بین افغانستان و پاکستان که شکل معرب اوغان می باشد شمع دل دمسازم بنشست
سوماواژهنامه آزادسوما واژه ایست کردی که در میان کردهای کلهر زبان به معنای نور چشم می باشد اسمی است کردی به معنای روشنایی سوما درواقع شرابی بوده برای عرفا که روح را از بدن جدا م
تبریزواژهنامه آزادتبریز یا «توریز»، در لغت به معنای ریخته شده از «تب و لرز» یا «تولرز» (با زبر «ت» و سکون «و»)، و لرزش زمین یا زلزله است. و چنان آمده است که بارها در درازنای تاری
کهنزواژهنامه آزاديكي از شهركهاي شهرستان شهريار در استان تهران کهنز ، مخفف و معرب واژه کهن دژ می باشد و چون در ایران باستان قلعه ها و دژهای قدیمی بسیاری در مناطق مختلف قرار داشت
جوشپرهواژهنامه آزاد(گبری، گنابادی) جوشْپَرِه یا جُوشْپِرَ؛ یکی از غذاهای محلی گناباد است. در زمان باستان، گبرها پس از مرگِ یکی از اعضای خانواده این غذا را می پختند، ولی امروزه یکی