برزورواژهنامه آزادبَرزِوَر؛ برگرفته از واژگان زرتشت. به معنای آتشین، برافروخته، شعله ور. || نماد جنگ. || قدرت و عظمت یک سلسله.
اریسواژهنامه آزادزیرک و هوشیار. || کشاورز، برزگر. || امیر، رئیس. || نام ایزدبانوی یونانی نفاق و جنگ افروزی. || نام یکی از سیارک های منظومۀ خورشیدی.
برزورواژهنامه آزادبَرزِوَر؛ برگرفته از واژگان زرتشت. به معنای آتشین، برافروخته، شعله ور. || نماد جنگ. || قدرت و عظمت یک سلسله.
نسرینواژهنامه آزادگلی است به رنگ زرد یا سفید با جام برزگ و تنها یک گل بر روی شاخه پیام آور بهار و یکی از گونه های نرگس
تراکنشواژهنامه آزاددر دانش بازرگانی، همچند داد و ستد است و در دانش رایانه، همچند دسته ای از کنش های پایگاه داده ها است که یا بایستی به طور کامل انجام شود و یا در صورت بروز مشکل، و