بردینواژهنامه آزادبه زبان لری یعنی مثل برد(سنگ) - به معنی محکم و استوار (لری بختیاری) برد به معنای سنگ، و بردین به معنی سخت و مقاوم (مانند سنگ).
بردیاواژهنامه آزادنام دومین پسر کوروش بلندمرتبه بلند پایه، متعالی، بلند مرتبه، بلند قامت، از ریشه ی BARD(بلند بودن) در پارسی باستان مشتق شده است و معنی این نام والا و متعالی میبا
داغواژهنامه آزاد(گنابادی) ننگ، علامت بردگی یا مالکیت که بر بدن انسان یا حیوان بزنند. || غصۀ مرگ عزیزان، دل شکستگی و درد فراق.
یاقوت حمویواژهنامه آزاددانشمند یونانی الاصل قرن هفتم هجری؛ ملقب به الشیخ الامام. در کودکی، او را در میان بردگان، به تاجر بغدادی مسلمانی فروختند که او را به مکتب خانه فرستاد تا از سواد
بردینواژهنامه آزادبه زبان لری یعنی مثل برد(سنگ) - به معنی محکم و استوار (لری بختیاری) برد به معنای سنگ، و بردین به معنی سخت و مقاوم (مانند سنگ).
سمچوواژهنامه آزادمحلی است در روستای دیشکان (کرمان.بردسیر) که دارای گردوی بسیار خوب و اب هوای بسیار خوب دارد
بهجردواژهنامه آزادنام یکی از محله های شهرستان بردسیر. بهجرد در لغت به معنی «درخت بِهِ گِرد» است و چون این منطقه عرب نشین بوده، گ به ج تبدیل شده است. در این محل، مساجد زیبایی همچو