دافواژهنامه آزاددختر (زن) زیبا و دلربا، معشوقه، شخصی که جاذبۀ جنسی زیاد داشته باشد؛ دوست دختر (یا دوست پسر)؛ در زبان آلمانی، سبزیجات گندیده را گویند. در انگلیسی، زنان جاذب مرد
برخودگوواژهنامه آزادمقر ، معترف ، اقرارکننده ، کسی که علیه خویش سخنی بگوید مانند کسی که به بدهکار بودن یا انجام بزه از سوی خویش اقرار کند ، خستو کننده .