4 مدخل
بدون اندیشه و بی مطالعه درست کردن
نحس ، بداختر. ناخجسته ، نافرجام
فلز . هر ماده معدنی که مواد فلزی بداشته باشد.
بدون اندیشه و آمادگی قبلی سخن گفتن ی شعر سرودن،بداهه گویی