آرنجواژهنامه آزادکه به آن کنجیل گفته میشه و کنگ هم میگیم به مثال کنجیل بزن به زمین یا کنگ بزن منظور همون آرنج زدن به زمین و لم دادن روی بالشت هست
قرصه بندواژهنامه آزادبالش مدور ی که خمیررا روی آن پهن می کنند ونانواخمیرراباآن به سینه تنور میچسباند