اهل صلاحواژهنامه آزاداَهلِ صِلاح؛ کسانی که خیرخواه و اهل صلح و آشتی اند؛ کسانی که میانجی گری می کنند و می خواهند دعوا یا دشمنی یا جنگی را به سمت آشتی و دوستی و صلح ببرند.
راشدینواژهنامه آزاداهل تسنن اهل بکریه وعمریه به چهار خلیفه ی بعد پیامبر خلفای راشدین گویند وبه معنی ملکها وپادشاهان وانسانهای باعزت وسرافراز
یارسانواژهنامه آزادیار سان به معنی یاران سلطان (سلطان صحاک:موسس مسلک یاری یا اهل حق) نام اولیه و واقعی مسلک اهل حق است.
انکاسواژهنامه آزادانکاس:(enkas) _ معنی = ماهی مرکب ؛ هشت پای کوچک ماهی مرکب- این ماهی جهت طبخ استفاده می شود و در میان اهل تسنن استان هرمزگان غذای بسیار رایجی است. (شیلات) نوعی م
لانیواژهنامه آزادلانی در زبان هاوایی به معنی "بهشت"، و در برخی موارد، "آسمان" است. کلمه از زبان نیا-اهل جزایر پلینزی رانی مشتق شده است.
سامسونواژهنامه آزادنام پیامبری در تورات که به مدت بیست سال قوم بنی اسرائیل تحت رهبری او بودند. نام معشوقه اش دلیله بود که دختری از اهل فلسطین بود. در ضمن واژه سامسون از واژۀ عبری