اهل صلاحواژهنامه آزاداَهلِ صِلاح؛ کسانی که خیرخواه و اهل صلح و آشتی اند؛ کسانی که میانجی گری می کنند و می خواهند دعوا یا دشمنی یا جنگی را به سمت آشتی و دوستی و صلح ببرند.
جوجیلواژهنامه آزادیکی ازروستاهای توابع شهرستان فلاورجان یک کلمه ترکیبی است بشرح زیر: 1- جو ( اسم ) جستن جوییدن:جست و جو جستجو . مفرد امر حاضر. 2- جیل - یک صنف ازمردم, اهل یک زما
کوتیواژهنامه آزادنام بزرگترین محلۀ بندر بوشهر که در بافت قدیم واقع است. قدمت این محله به زمان هخامنشیان می رسد. کوتی به معنای سرزمین جنگ جویان است. این محله مساجد و عبادتگاه های
وهرزواژهنامه آزادبسیار خسته ، بسیار کُند و آهسته نیکو آفریده شده وِهرِز (یا: وِهْریز ) یکی از سرداران انوشیروان است که در تیراندازی بغایت چیره دست بود. یک اسپهبد ایرانی اهل د
پیش خوانیواژهنامه آزاددر استان خراسان رضوی و جنوبی، پیش خوانی به دو معنا استعمال می شود؛ یکی خواندن قصیده ای بلند با مضمون مدح اهل بیت و وعظ و اعتبارجویی از کار دنیا، در شبهای ماه مح
کهیعصواژهنامه آزادکهیعص . [ کاف ْ هاءْ یاءْ عَیْن ْ صادْ ] (اِخ ) از حروف مقطعه ٔ قرآن کریم است و در آغاز سوره ٔ مریم آمده است . از امام زمان (عج) پرسیدندن کهیعص یعنی چه . ایشان