اهل صلاحواژهنامه آزاداَهلِ صِلاح؛ کسانی که خیرخواه و اهل صلح و آشتی اند؛ کسانی که میانجی گری می کنند و می خواهند دعوا یا دشمنی یا جنگی را به سمت آشتی و دوستی و صلح ببرند.
انکاسواژهنامه آزادانکاس:(enkas) _ معنی = ماهی مرکب ؛ هشت پای کوچک ماهی مرکب- این ماهی جهت طبخ استفاده می شود و در میان اهل تسنن استان هرمزگان غذای بسیار رایجی است. (شیلات) نوعی م
وهرزواژهنامه آزادبسیار خسته ، بسیار کُند و آهسته نیکو آفریده شده وِهرِز (یا: وِهْریز ) یکی از سرداران انوشیروان است که در تیراندازی بغایت چیره دست بود. یک اسپهبد ایرانی اهل د