امباقواژهنامه آزاد(فارسی دری هراتی) هَوو؛ اگر مردی دو یا زیاده از دو همسر داشته باشد، این همسران با یکدیگر امباق می شوند. به گویش دری افغانستان امباق به معنی هوو گویش ایرانی است
حسابداررسمیواژهنامه آزادحسابداررسمی به فردی اطلاق می شود که شرایط ذیل برای او احراز شده باشد: 1- داشتن حداقل تحصیلات کارشناسی دررشته حسابداری ویا رشته های مرتبط 2-داشتن حداقل 5 سال ساب
سنوواژهنامه آزاد1- سِنُو؛ شنا، آب تنی. 2- سِنو:دشتی بین دو کوه که دارای چشمه باشد. 3- روستایی در جنوب شهرستان گناباد در استان خراسان رضوی، به منطقه ای که این روستا واقع است نیز
بیلندواژهنامه آزادآشنایی با زادگاه بهلول روستای بیلند استان خراسان رضوی – شهرستان گناباد – روستای بیلند بیلند در عرض جغرافیایی 34 درجه و 21دقیقه شمالی و طول جغرافیایی 58درجه و 42
هولوکاستواژهنامه آزاداز یونانی ὁλόκαυστον، قتل عام، نسل کشی، کشتارجمعی، «همه سوزی». به طور خاص به کشتار چند میلیون یهودی در طی جنگ جهانی دوم (1939 تا 1945) در اردوگاه های مرگ آلمان
فرتاکواژهنامه آزادآینده آینده. فر. [ ف َ / ف ِ ] (پیشوند) پیشوند است بمعنی پیش ، جلو، بسوی جلو، و غیره ، چنانکه در کلمات فرخجسته ، فرسوده ، فرمان . در پارسی باستان و اوستا:فْرَ