غم و اندوهواژهنامه آزادمحور همه انفعالات این گونه است که وقتی انسان، مطلوبی دارد هنگامی که مطلوبش تحقق پیدا کرد حالتی به نام شادی، خشنودی و امثال این تغییرات، برای انسان پدید می آید و
آندرهواژهنامه آزادآتشین،زاده شده از آتش،کسی که از عنصرپاکی(آتش) به وجود آمده است،دیده شده که گاهی اسم دختران را نیز آندره گذاشته اند(مانند اسم سلطان).
اندودواژهنامه آزاد(گنابادی) اَنْدوْد؛ ماهی ای که با دود و نمک خشک کنند. || دود گوگرد دادن به انگور برای زودتر تبدیل شدن آن به کشمشش و مویز.
غم و اندوهواژهنامه آزادمحور همه انفعالات این گونه است که وقتی انسان، مطلوبی دارد هنگامی که مطلوبش تحقق پیدا کرد حالتی به نام شادی، خشنودی و امثال این تغییرات، برای انسان پدید می آید و
پژارهواژهنامه آزادپژاره واژه ای ایست مختص زبان کردی این واژه به معنی دلتنگی ، غم و اندوه ، افسردگی وکسالت است اما در لهجه کردی لکی و لهجه لری که از لهجه های زیر مجموعه کردی هستند
افغانواژهنامه آزادفریاد، فغان، ناله، زاری، غوغا، فریاد از درد مصیبتی. همچنان نام قبیله یی است در مناطق مرزی بین افغانستان و پاکستان که شکل معرب اوغان می باشد شمع دل دمسازم بنشست
دژمواژهنامه آزادافسرده . به جای غمگین افسرده و اندوه گین و دژم به کار بریم. پارسی را با گویش پارسی پاس بداریم.