انتخاباتواژهنامه آزادهمه پرسی. انتخاب جمعی؛ برگزیدن یک یا چند نامزد برای مسئولیت خاصی، از طریق رأی گیری گروهی.
انتابواژهنامه آزادانْتَابَ: انْتِياباً [ نوب ] فلاناً أَمْرٌ: كارى براى فلانى پيشامد - القومَ: پياپى نزد آن قوم آمد. - زَيْدٌ عمراً: زيد به سوى عمرو رفت.
انتخاباتواژهنامه آزادهمه پرسی. انتخاب جمعی؛ برگزیدن یک یا چند نامزد برای مسئولیت خاصی، از طریق رأی گیری گروهی.
دورجینواژهنامه آزاد(گیلانی؛ اطراف فومنات) انتخاب خوب. (گیلانی) بهترین مکان برای زندگی، بهترین موقیت مکانی.
آیندهپژوهیواژهنامه آزادعلم و هنر ساخت آینده و شناخت آیندههای بدیل و انتخاب آینده مرجح و مطلوب از بین آیندههای ممکن را گویند.این دانش نوین به بشر کمک میکند تا در مقابل آینده تنها ن