پی ال سیواژهنامه آزادبر گرفته شده از کلمۀ programer logic controler، به معنای کنترل کنندۀ منطقی برنامه پذیر که یک ابزار صنعتی است و برای مقاصد دقیق صنعتی به کار می رود.
فرتاکواژهنامه آزادآینده آینده. فر. [ ف َ / ف ِ ] (پیشوند) پیشوند است بمعنی پیش ، جلو، بسوی جلو، و غیره ، چنانکه در کلمات فرخجسته ، فرسوده ، فرمان . در پارسی باستان و اوستا:فْرَ
لیتیواژهنامه آزادنوعی غذای سیستانی که با روغن و آرد درست می شود. ضرب المثل سیستانی در این باره هم:به قربونِ سر همچو نگارِ که هر لیتی پزِ یک لیتی خوارِ
بطاقهواژهنامه آزادبطاقة. [ ب ِ ق َ ] (ع اِ) سیاهی چشم . (منتهی الارب )(ناظم الاطباء) (آنندراج ). حدقه . (یادداشت مؤلف ). || پاره ٔ کاغذ که بر آن رقم قیمت نوشته میان طاقه گذارند.
سایناواژهنامه آزادآسمان صاف سکوت آرامش نماد تمام پاکی ها پرنده خوشبختی نام یکی از خاندان های زرتشتی ، سیمرغ ، آنکه در سایه روشن باشد سیمرغ هدیه ویژه الهی سیمررغ