ساتیرواژهنامه آزادساتیر خدای درجه دوم رفیق باخوس که با گیسویی راست ایستاده گوشهای نوک تیز دو شاخ کوچک و ساقهای بز معرفی شده و یک جام یک ( چوبی که میوه درخت کاج بر سر آن بود و شاخ
پودنوواژهنامه آزادگیاهی همانند پونه که البته از تیره ای خاص درنواحی سردسیر وکوهستانی بخش طغرالجردکرمان خصوصا منطقه هشونی دربهارمیروید واهالی از ان بعنوان سبزی خوردن یا آش استفاده
دارالمرفتانواژهنامه آزادالگود در کتاب "تاریخ پزشکی ایران و سرزمین های خلافت شرقی " این اصطلاح را برای جایگاهی (تیمارگاهی) به کار برده که در آنجا بیماران حاد جنون را به زنجیر می کشند. ص