الیکیواژهنامه آزادنام گیاه دریایی. نام قومی از طوایف یهود فامیل می باشد. اکثریت در گز برخوار اصفهان هستند.
داویجانواژهنامه آزادبزرگ ترین روستای شهرستان ملایر؛ در لغت به معنی دو قلعه است، چون در گذشته دو قلعه در دو طرف روستا بوده که الآن نشان کمی آز آن ها باقی مانده است. قلعۀ سمت شمال «ت
اشتوواژهنامه آزادچگونه، چطور، به چه صورت. به کسر الف، سکون شین و ضم تاء. مثال:اشتو رفتی؟ اشتو شکست؟ ضمنا باقی واژگان مثال به فارسی آمده نه گویش. (بروجنی) اُشتو؛ تند و سریع. (به
ممبینواژهنامه آزاد(لری، بختیاری) نام روستایی واقع در بخش سوسن شهرستان ایذه، در استان خوزستان. ممبین روستایی کوهستانی و دورافتاده، و جاده ای که به آن می رسد صعب العبور است. آب و ه
فشکورواژهنامه آزادفشکور (فِشگیر، فُشکور، فَشکور) دهکده ای ییلاقی و باستانی است که در ارتفاع تقریباً 2000 متری در قلب کوه های سر به فلک کشیدۀ البرز غربی و در همسایگی علم کوه واقع
ریکواژهنامه آزادریک در شاهنامه چند بار آمده است و بزرگان درباره ی آن دیدگاه نوشته اند و گروهی بر این باور هستند که به معنای شادمانی و بخت نیک است و گروهی آن را ویحک عربی می دان