لافندواژهنامه آزادلافند. [ ف َ ] (اِ) ریسمان (اعم از پنبه و غیره ). در گیلان لافند بازی از سنن قدیمی است
استنابهواژهنامه آزاد(حقوقی) عمل حقوقی که بموجب آن یک شخص (اعم از حقیقی یا حقوقی) شخص دیگری را نائب خود قرار می دهد .
لجستیکواژهنامه آزادسامانه های حمل و نقل و جابجایی کالا و مدیریت بر زنجیره تامین اعم از حمل و نقل، تامین و جابجایی و توزیع کالا
فارماسیواژهنامه آزادبه معنی داروسازی و علوم دارویی می باشد به عبارت دیگر به علم مطالعه و بررسی در مورد داروها اعم از ساخت و تهیه داروها و تآثیرات دارو ها بر بدن و همچنین کاربرد علو
حطهواژهنامه آزادحطّه در لغت، برگرفته از ریشۀ «ح ط ط» است. معانى گوناگون و در عین حال قابل جمعى که در واژه نامه هاى عربى براى ریشۀ یادشده آمده است، نشان مى دهد که فرونهادن و پای