ادمواژهنامه آزاداصطلاحات پزشکی:در ترکیب "ادم ریه" به معنای نارسایی ریه است. خیز، ورم، گاهی نیز به نام دراپسی شناخته می شود به معنی تجمع غیرطبیعی آب و مایعات میان بافتی موجود در
اومساواژهنامه آزاداز اصطلاحات قدیم مردم لنجان کلمه اومساً بوده به معنی بعداً ، هرگاه شخصی مناظره خود را برای دیگران تعریف می کرد برای آنکه نشان دهد آدمی با سرعت پاسخ گویی بالاست
طریقیت و موضوعیتواژهنامه آزاد«موضوعیت» و «طریقیت» (از اصطلاحات اصول فقه)؛ گاهی صفت قطع واقع شده و گاهی صفت اماره می باشد، در هر دو مورد؛ اگر قطع یا ظن (گمان) در حکم شرعی قید شده باشند و حکم
ترمینولوژیواژهنامه آزادترمینولوژی نشانه های اختصاری اصطلاحات (ویژه ی دانش بخصوص)، واژگان اصطلاح شناسی، واژگان شناسی