خاکروبواژهنامه آزاد1 - ( صفت ) آنکه خاک و آشغال کوچه و محله را پاک کند . 2 - کناس . 3 - ( اسم ) جاروب جارو
پنداسواژهنامه آزادپسماند، زباله، آت و آشغال های جمع شده پشت چوبی که در جوی ها قرار می دادند. پَنداس . روستایی از توابع کاشان
خالتورواژهنامه آزادخالتور از واژۀ روسیِ «خالتورا» (халтура)، به معنیِ سطل آشغال است و توسعاً یا به کنایه، به «کار بی ارزش»، «کارِ (هنری یا ادبیِ) با کیفیتِ پایین»، «کارِ سرِهم بند
کننرواژهنامه آزاد(روستای لایزنگان؛ شهرستان داراب فارس) کَننُر (cannor)؛ محل ریختن آشغال و زباله، تُلکدون.