اشتغال زاییواژهنامه آزاد(اقتصاد) ایجاد شغل برای بیکاران از طریق استخدام کارگران و کارمندان بیشتر یا ایجاد واحدهای تولیدی، اداری یا خدماتی بیشتر. معادل Job Creation در انگلیسی.
خراطیواژهنامه آزادمعنی این واژه درلغت نامه ها اشتغال به چوب تراشی است. خؤاطی در گویش لکی و غِراطی در گویش لری به معنی گردی، مدور و هرچیز دایره ای است. به نظر می رسد با توجه به مع
حسابداررسمیواژهنامه آزادحسابداررسمی به فردی اطلاق می شود که شرایط ذیل برای او احراز شده باشد: 1- داشتن حداقل تحصیلات کارشناسی دررشته حسابداری ویا رشته های مرتبط 2-داشتن حداقل 5 سال ساب
روبوفاواژهنامه آزادروبوفا ترکیبی از کلمه روبو و فا بوده که با تلفظ robofa خوانده میشود. این کلمه پس از تاسیس شرکت کارخانجات روبوفا با اشتغالزایی 3000 نفری بر سر زبانها افتاد. معنی
دیباواژهنامه آزاددیبا پارچه ای بوده که تا 3 قرن پیش در شهر شوشتر تولید می شده است این پارچه که از بافت خیلی نازکی بر خوردار بوده و گاهی نیز با الیافی از طلا برای دوخت لباس پادشا
متالهواژهنامه آزادمتأله .[ م ُ ت َ ءَل ْ ل ِه ْ ] (ع ص ) پرستنده . ج ، متألهین . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). آن که خدا را پرستش کند.عابد. زاهد. || آن که به علم الهیات اشتغال د