آسکانواژهنامه آزادروستایی در دهستان طالقان از 5 قریه بایزه رود که شهرت همه آنها کیان است و قلعه ای باستانی بنام کیاندخت در آن وجود دارد که 2300 سال پیش قدمت دارد .
اساندنواژهنامه آزادگرفتن ، خریدن اِسانْدن [گویش همدانی]:گرفتن ، به دست آوردن ، دریافت کردن ، چیزی را از کسی گرفتن.
مهنهواژهنامه آزاد(محلی) چراگاه و محل اسکان انسان و دام. واژۀ مهنه ساده شدۀ میهنه است که خود شکلِ تغییر یافتۀ واژۀ میهنی است.
آرپناهواژهنامه آزادآریایی پناه - آریا پناه - روستایی که گویا مکان اسکان ( یا پناهگاه ) قوم آریایی بود . روستایی بسیار کهن و زیبا ، با داشتن آبشار بزرگ آرپناه ، که از آبشار های بزر
زاغ آبادواژهنامه آزادمحله ای قدیمی در ورنوسفادران خمینی شهر که در اصل به گروهی که از هسته مرکزی شهر جدا بوده ودر محلات حاشیه ای اسکان داشته اند اطلاق می شود
کلیشادواژهنامه آزادکِلیشاد ـ ترکیب و خلاصه شده دو کلمه کُولی و شاد. این اسم به کولی های عشایری که بین شهرهای بزرگ فلات مرکزی و جنوب غربی در تردد بوده اند و با اسکان گرفتن در نزدیگ