اسپیواژهنامه آزادبه معنی سفید می باشد، این لغت شاید یک لغت فارسی دری یا پشتو باشد چون در افغانستان کوهی به اسم اسپینگر به معنی کوه سفید وجود دارد سفید
آس و پاسواژهنامه آزادفقیر آس وپاس در حقیقت آسمان پلاس بوده است. کلمه آس به معنی فلکواره-شیی مدور وزوجورانه که یکی زیر است ودیگری زبر وآن که زبر است میکوبد ومیگردد.آس بلندی گردگون-س
تپانچهواژهنامه آزادتپان در زبان ترکی به معنی تکه چوبی است کت و کلفت که روی زمین بعد از شخم زدن می گرداندند تا کلوخ ها شکسته شده و سطح زمین صاف شود. در حال حاضر به بخش زیرین چهارچو
گزروواژهنامه آزاداین کلمه در شهرستان محلات کاربرد دارد و به معنی چوب بلند که با آن گردوهایی که قابل دسترسی نیست را می چینند این واژه در اصل به صورت گوز روب (گوز=جوز=گردو) بوده ا
دفکواژهنامه آزاددفک دفک وسیله ای است که درمناطق جنوب کشوربویژه دربرخی ازشهرستان های استان کهکیلویه وبویراحمد ،شکارچیان برای شکارگبگ وتیهوودرمواردی نادرشکارسایرپرندگان ازآن است
مشک آویزواژهنامه آزادچوبی که به شکل 7یا8 فارسی است ودومشک را روی الاغ ویا هر چهار پای دیگر می بستند وبه مقصد میبردند میبستندچوبی که به شکل 7یا8 فارسی است ودومشک را رو