اسپیواژهنامه آزادبه معنی سفید می باشد، این لغت شاید یک لغت فارسی دری یا پشتو باشد چون در افغانستان کوهی به اسم اسپینگر به معنی کوه سفید وجود دارد سفید
آس و پاسواژهنامه آزادفقیر آس وپاس در حقیقت آسمان پلاس بوده است. کلمه آس به معنی فلکواره-شیی مدور وزوجورانه که یکی زیر است ودیگری زبر وآن که زبر است میکوبد ومیگردد.آس بلندی گردگون-س
واکرواژهنامه آزادعصای چارپایه ای است که سالمندان به یاری آن راه روند. عصای چهارپایه برای سالمندان. نوع چرخدار آن مانند روروک (roroak) است که کودکان نوپا به کمک آن راه می روند.
زپیالواژهنامه آزادزِِپیال:اسپ تند رو زِپیال:اسپ تند رو رخش طبعم گر چه زپیال است خواهد لنگ شد زِپیال:اسپ تند رو رخش طبعم گر چه زپیال است خواهد لنگ شد اسپ تندرو زِپیال:اسپ تند رو
یالواژهنامه آزادیال:به موی گردن اسپ گفته می شود که مجاز از گردن است. من تصور میکنم برای بال چادر یا پرده هم میتوان از یال استفاده کرد. یال چادر (پوشش) به هوا می رفت. یال پرد
ورنگناواژهنامه آزادوَرَنگنا یا همان پَرشَگنا؛ پرنده ای اساطیری و عاشق تخت پادشاهی بود که تخت پادشاهان را جا به جا می کرد. در کتاب اوستا، یشت (فصل) چهاردهم، از آن یاد شده است. ورنگ