اسپیواژهنامه آزادبه معنی سفید می باشد، این لغت شاید یک لغت فارسی دری یا پشتو باشد چون در افغانستان کوهی به اسم اسپینگر به معنی کوه سفید وجود دارد سفید
آس و پاسواژهنامه آزادفقیر آس وپاس در حقیقت آسمان پلاس بوده است. کلمه آس به معنی فلکواره-شیی مدور وزوجورانه که یکی زیر است ودیگری زبر وآن که زبر است میکوبد ومیگردد.آس بلندی گردگون-س
یی زحمتواژهنامه آزادبی زحمت که در گفت و گوی عامیانه به کار می رود، معادل «بی رنج» است که معنای عجیبی می نماید. ولی در ترکی گفته می شود:«بیر زحمت» که معنی آن «یک زحمت» است که ملموس
صدفهواژهنامه آزاد[صُ] حادثه. اتفاق. صدفه عبارت است از اینکه فرض کنیم حادثه اى خودبخود بدون آنکه شیئى ازاشیاء دخالت داشته باشد، به وجود آید. یکى از ضروریات عقل، امتناع صدفه و ات
چانواژهنامه آزادخرمن کوب قدیمی که سه محور اُستوانه ای چوبی داشت. دور هر محور معمولاً پنج تیغۀ آهنیِ دندانه دار مدوّر تعبیه شده بود. این دستگاه به گونه ای ساخته شده بود که دو یا
زپیالواژهنامه آزادزِِپیال:اسپ تند رو زِپیال:اسپ تند رو رخش طبعم گر چه زپیال است خواهد لنگ شد زِپیال:اسپ تند رو رخش طبعم گر چه زپیال است خواهد لنگ شد اسپ تندرو زِپیال:اسپ تند رو
یالواژهنامه آزادیال:به موی گردن اسپ گفته می شود که مجاز از گردن است. من تصور میکنم برای بال چادر یا پرده هم میتوان از یال استفاده کرد. یال چادر (پوشش) به هوا می رفت. یال پرد