هیپوپوتاموسواژهنامه آزاد(یونانی)اسب آبی،فرس النّهر،از (هیپو)به معنای اسب و (پوتام)به معنای رودخانه و نهر می آید.جانوری است عظیم الجثّه و پستاندار که در آب زندگی می کند.رجوع به اسب آبی
بصریواژهنامه آزادبصری نام قناتی است در روستای ایور از توابع شهرستان کاشمر خراسان رضوی .بصری در این منطقه به معنای کشت محصولات بعد از آبیاری است به گونه ای که ابتدا زمین را آبیار
کاسپینواژهنامه آزادنام باستانی خزر؛ و نیز اقوامی که در سواحل جنوبی و جنوب غربی خزر می زیستند کاسپی ها یا کاسپیان، و کادوسیان نامیده می شدند. (در گفتار امروزین تالشی، «کا» یا «کاو»
ابیاکواژهنامه آزاد(مازنی) نام پرنده ای است بسیار کم یاب در سرزمین ایران؛ از خانوادۀ پرندۀ ابیاست و معنای دقیق آن ابیای کوچک است.
پاده گکواژهنامه آزاد(مناطق مرکزی افغانستان) نوعی درخت بید که برگ های کوچک دارد و در برابر کم آبی مقاوم است.