stateواژهنامه آزاداستش (اَستِش). زبانزدِ دانشی. برای نمونه state space یا "فضای حالت" به پارسی می شود اِسپاشِ اَستِش.
اسپارواژهنامه آزاداسپار:(Spar) _ معنی:نفرین کردن ، دعای شر إسپار:الف با کسره ،سین ساکن ، (Spar) معنی:نوعی از لبنیات =ماست چکیده مخلوط با داروهای گیاهی و محلی مانند زیره ؛بادیون؛
اردومنشواژهنامه آزاد[ اَ م َ ] (اِخ ) (به معنی راست منش ) اردومنش. پسر وَهوک َ پارسی. داریوش در کتیبه ٔ بیستون ستون چهارم بند هیجدهم، نام او را در ردیف اشخاصی یاد کند که با او همدس