اسلواژهنامه آزاد(اصفهان، روستای هاردنگ) اِسِل؛ استخر آبی که با خاک، به صورت دست ساز یا طبیعی یا آمیزه ای از هر دو روش، ساخته شود.
اصلواژهنامه آزاددونگ (پارسی سره؛ واژۀ پیشنهادی کاربران) پَروَز، آغازه. شاهنامه:بدو گفت من خویش گرسیوزم - به شاه آفریدون کشد پَروَزَم. "اصل بقای انرژی" به پارسی می شود "پَروَزِ
اسلوب معادلهواژهنامه آزادهرگاه شاعر بیتی بسراید که با عوض کردن جای مصراع اول و مصراع دوم خللی در مفهومبیت ایجاد نشود و بیت دوم مصداقی برای بیت اول باشد، به آن آرایهٔ اسلوب معادله گویند.
اسلوفودواژهنامه آزادغذایی که با حساسیت و توسط روشهای پخت سنتی و مواد اولیه خوب و با کیفیت تهیه شده و با دقت و تمرکز بر طعم آن و به آرامی و با لذت خورده میشود.
اسلیپ کردن لپ تاپواژهنامه آزادچُرْت لپ تاپ. مثال: اجازه بده قبل از خارج شدن از خانه، لپ تاپم را روی حالت چرت ببرم.
پیرا اسلامیواژهنامه آزادهریک از علوم یا دانش های پیرامون یا مرتبط با اسلام که به شناخت، تبیین و معرّفی کامل تر این شریعت الهی می پردازند. هدف دانش های پیرااسلامی حفظ و تقویت اسلام، یا
مجلس شورای اسلامیواژهنامه آزاد(پارسی سره؛ واژۀ پیشنهادی کاربران) مهستان (مِهِستان). به چَمِ جایی که مِهان و بزرگان گِرد می آیند.
اسلوب معادلهواژهنامه آزادهرگاه شاعر بیتی بسراید که با عوض کردن جای مصراع اول و مصراع دوم خللی در مفهومبیت ایجاد نشود و بیت دوم مصداقی برای بیت اول باشد، به آن آرایهٔ اسلوب معادله گویند.
پیرا اسلامیواژهنامه آزادهریک از علوم یا دانش های پیرامون یا مرتبط با اسلام که به شناخت، تبیین و معرّفی کامل تر این شریعت الهی می پردازند. هدف دانش های پیرااسلامی حفظ و تقویت اسلام، یا