آترینواژهنامه آزادآتشین. زیبارو و پرانرژی. نامی که در نوشته های هخامنشی دیده شده و در سنگ نوشته های بیستون آمده، نام پسر اوپدرم که در زمان هخامنشی بر علیه حاکم خوزستان شورش کرد
آرسینواژهنامه آزادپسر آریایی شعله آتش،گرمای آتش.ترکیب آر+سین=آر:(آگر،آیر،آور،آر،آذر،آثر)صورتهای مختلف از واژه آتش است که در لهجه های محلی هم هنوز مانده است. سین:(تین،ثین،سین)شعله
اریناواژهنامه آزاداز ریشه ارین (به معنی شادی درونی و حقیقی) + الف انتساب به معنی کسی که باعث شادی می شود یا کسی که به شادی حقیقی و درونی دست پیدا می کند
نیرواناواژهنامه آزادآخرین مرحله رشد و کمال در آئین بودا، در این مرحله انسان از تمام پلشتی های جسمانی رهایی یافته و به کمال می رسد. انسان کامل
آرسینواژهنامه آزادپسر آریایی شعله آتش،گرمای آتش.ترکیب آر+سین=آر:(آگر،آیر،آور،آر،آذر،آثر)صورتهای مختلف از واژه آتش است که در لهجه های محلی هم هنوز مانده است. سین:(تین،ثین،سین)شعله
اریناواژهنامه آزاداز ریشه ارین (به معنی شادی درونی و حقیقی) + الف انتساب به معنی کسی که باعث شادی می شود یا کسی که به شادی حقیقی و درونی دست پیدا می کند