اتصال لببهلبواژهنامه آزاد(جوشکاری)؛ نوعی اتصال که در آن دو قطعه تقریباً در یک صفحه و در امتداد هم قرار میگیرند. در حالتی که ضخامت قطعات کمتر از شش میلیمتر باشد، از این نوع اتصال استفا
اتصال لببهلبواژهنامه آزاد(جوشکاری)؛ نوعی اتصال که در آن دو قطعه تقریباً در یک صفحه و در امتداد هم قرار میگیرند. در حالتی که ضخامت قطعات کمتر از شش میلیمتر باشد، از این نوع اتصال استفا
کوبن کاریواژهنامه آزادمحل اتصالات سازه های فولادی، به نحوی که نوعی فولاد قوی تر که به صورت گوی یا مخروطی شکل است، در سوراخ های پیش بینی شده قرار می گیرد و با فشار یا ضربۀ چکش های دست
پیونواژهنامه آزاد(گنابادی) پِیْوَنْ؛ متصل کردن، اتصال، وصل کردن، چسپاندن دو چیز به هم، پیوند زدن، پیوستن.