اتوکراسیواژهنامه آزاداتوکراسی از دو واژة یونانی آتو به معنی خود و کراتوس به معنی حکومت ترکیب یافته است. اتوکراسی به معنای خودکامگی و استبداد در یک نظام
استحکاماتواژهنامه آزادموانعی که در هنگام جنگ رو به روی دشمنان می سازند بنا ها و موانعی که برای دفع دشمنان میسازند
آسترکیواژهنامه آزادآسترکی به معنی ستاره ای که در بین دیگر ستارگان نور بیشتری دارد،و به خاطر قدرتی که در میان تمام طوایف بختیاری داشت به این نام نام گذاری شد
اتوکراسیواژهنامه آزاداتوکراسی از دو واژة یونانی آتو به معنی خود و کراتوس به معنی حکومت ترکیب یافته است. اتوکراسی به معنای خودکامگی و استبداد در یک نظام
آسترکیواژهنامه آزادآسترکی به معنی ستاره ای که در بین دیگر ستارگان نور بیشتری دارد،و به خاطر قدرتی که در میان تمام طوایف بختیاری داشت به این نام نام گذاری شد
اطو کشیدهواژهنامه آزاداتوکشیده؛ شق و رق، صاف و درست، پیراسته با چاشنی طنز؛ معمولا به افراد و اشیائی گفته می شود که بیش از حد عرف و معمول، در قالب درآمده باشند. خیلی اطوکشیده حرف می ز