استنابهواژهنامه آزاد(حقوقی) عمل حقوقی که بموجب آن یک شخص (اعم از حقیقی یا حقوقی) شخص دیگری را نائب خود قرار می دهد .
آرتینازواژهنامه آزادبا استناد به کتاب اَوِستا، "آرتین" و "آرتی" یعنی منسوب به "آرت"؛ و "آرت" به معنای "پاک، نجیب و مقدس" است. همچنین "ناز" را در پایان اسم، به معنای "مظهر زیبایی و
منصوصواژهنامه آزادبدون تعیین - نامعین - آنچه که حکمی درباره آن وجود ندارد و با استنتاج از امور منصوص بدان اطلاق می شود
مستجاب زدهواژهنامه آزادمستجاب زده (ن مف مرکب) [مُ تَ زَ دَ/ دِ] سیر از استجابت، سیر از استجابت که دیگر رغبتی به پذیرفته شدن ندارد، دعایی که از برآورده شدن و به اجابت رسیدن گزیده شده ب
تریاکواژهنامه آزادتریاک از کلمه ی تریاق که از ما قبل تاریخ پهلوی در ایران رایج بوده استنباط شده است و به مرور به تریاک تبدیل شده که ماه عسل گیاه خشخاش است
قازیاتانواژهنامه آزادروستای قازیاتان از دو بخش غاز و یاتان تشکیل شده است.غاز که همان پرنده زیبا میباشد وکلمه یاتان که در زبان ترکی به معنی محل خواب یا محل حضور است.در نتیجه غازیاتان