از برایواژهنامه آزاد(حرف اضافهی مرکّب) بهرِ، از بهرِ، برای. ای دل! غم عشق، از برای من و توست / سر بر خط او نه، که سزای من و توست // تو چاشنی درد ندانی، ور نه، / یکدم غم دوست خون
آیریاواژهنامه آزادآیریا به معنی نجیب و با وفا اسم قومی بوده است که اولین بار به این سرزمین کوچ کردند و کلمه آریا، ارین ، آریان و ایران (آیریان) هم برگرفته از همین لغت است . بخشی
یادوارهواژهنامه آزادیادواره مراسمی است برای تجلیل از اسم و یاد چند نفر بطور کجا برگزار میشود و سطح مراسم از یاد بود بالاتر واز گنگره پایین باشد را می گویند .
نربهواژهنامه آزاددر شهر بیدگل بر کمال سکونتگاههایشان دقت کامل داشته و میهمانان و رهگذران و خستگان و از سفر ماندگان و دراویش و....را از یاد نبرده و در سازماندهی عناصر شهری- روستا
وظیفهواژهنامه آزاد(پهلوی) هَرگ. با "خرج" و "خراج" همریشه است. نمونه:"این هَرگِ هر بی نیاز است که هرگز نیازمندان را از یاد نبرد". خویشکاری.