از برایواژهنامه آزاد(حرف اضافهی مرکّب) بهرِ، از بهرِ، برای. ای دل! غم عشق، از برای من و توست / سر بر خط او نه، که سزای من و توست // تو چاشنی درد ندانی، ور نه، / یکدم غم دوست خون
شکر سیاهواژهنامه آزادکشت نیشکر هر ساله از اردیبهشت ماه آغاز شده و بعد از گذشت ۸ماه در اوایل دی برداشت می شودوبرای اینکه ماحصل دست رنج کشاورزان به بازار عرضه شود پس از تمیز کردن نیشک
دهدشتیواژهنامه آزادیکی از محلات بندر بوشهر که محل سکونت مهاجرینی بود که از نواحی دهدشت به بندر بوشهر آمده و به تجارت مشغول بودند. عده ای از تجار اهالی «دوان» در حوالی شهرستان کازر
چاه سرگاهیواژهنامه آزادروستای چاه سرگاهی در استان فارس از توابع شهرستان مهر بخش مرکزی واقع شده است. فاصله روستای چاه سرگاهی تا مرکز شهرستان 11 کیلومتر و تا مرکز استان (شیراز) 320 کیل
دامپینگواژهنامه آزاددامپینگ از کلمه Dump به معنای ارزان فروختن، قیمت شکستن و بازار شکستن[1] گرفته شده و در اصطلاح، «عبارتست از فروش یک کالا در یک بازار خارجی با قیمتی کمتراز هزینه
چهارسوقواژهنامه آزاددر فرهنگ و کلام مردم شهر نوش آباد به معنای بازار است و هنوز قسمتی از شهر که در قدیم بازار بوده به چهارسوق معروف است.