آریوانواژهنامه آزادآتشه وان، (وان:نام شهری کوردنشین در جنوب شرق ترکیه) (کردی) آتش وان؛ نگه دارندۀ آتش، سرچشمۀ نور و روشنایی.
آرواناواژهنامه آزادنام ماهی آب شیرین که قدمتی از زمان دایناسورها دارد. به معنی زباناستخوانی است، گونهای ماهی از خانواده استخوانزبانان است. ماهی پرطرفدار آکواریوم داران. یک ماهی
اروان (عاروان)واژهنامه آزادنام طایفه ای در لرستان که ظاهرا از روسیه و ارمنستان به سمت شیراز رفته و از آنجا به لرستان میروند. همچنین از اسامی اصیل ایرانی بوده. همچنین به معنی جسور و بزرگ و
ارژوانواژهنامه آزادبه دست آورنده ارزش - ون:به دست آوردن و پیروز شدن EN:win, German:Gewinnen به نقل از کتاب دکتر حسابی
آرتوانواژهنامه آزاداردوان؛ در اوستا نیز با تلفظ به شکل ارتوان به کار رفته است. از نام های ایران باستان.
آرتیانواژهنامه آزادمصحف آریان - در زمان حمله اسکندر به ایران آرییایی با لفظ آرتیانی خطاب میشده است منبع:کتاب تاریخ ایران باستان
کنگیرواژهنامه آزادنام رودخانه ای در شهرستان ایوان که از بخش سراب ایوان سرچشمه می گیرد و به کشور عراق می ریزد. خوب است بدانید که به زعم دکتر ناتل خانلری در کتاب تاریخ زبان فارسی (