آرمونواژهنامه آزادآرم دار - برچسب خورده - سابقه دار - سارق معروف آرم دار - شاخص - برچسب خورده - سابقه دار - سارق معروف
اتوپیاواژهنامه آزادمدینه ی فاضله،آرمانشهر (در زبانهای غربی utopia). مفهومهای مشابهی از این واژه در آرای فلاسفه یونان باستان (افلاطون و ارسطو) عرضه شده و در فلسفهٔ اسلامی از آن
چرمواژهنامه آزاد(دشتستان؛ دهستان ارغون) چ َرم. پوست حیوانات، تخته سنگ صاف و مرتفع و عریض، حاشیه های سنگی اطراف رودخانه یا کمر های (ارتفاعات) صاف سنگی.
جامه عملواژهنامه آزادصورت عملی. «جامۀ عمل پوشاندن» یعنی عمل کردن (به حرفی یا رؤیا یا آرمانی)؛ محقَق کردن.