voiceواژهنامه آزاداواز ، اعتراض، شفاهى ، صوتى ، واک ، صوت ، اوا ، باصدا بیان کردن ، ادا کردن، راى، صداى انسان ، گفتارى
دپاکنیواژهنامه آزاددهن کجی . [دَ] [کُ] لوچه پیچک . عملی که کودکان کنند استهزاء کسی را با کج کردن دهان و بعض پاره های روی . ادا. شکلک . عمل والوچانیدن کسی را. دهان و خطهای روی را ب