استهبانواژهنامه آزادنام شهری در شرق استان فارس که قبلا به اصطهبانات معروف بوده واز سال 1350 به استهبان که بیشتر از حروف فارسی استفاده گردیده معروف شده است
برائت استهلالواژهنامه آزادگشتن به دنبال ماه در شب آخر ماه، یا اولین گریه ای نوزاد می کند، در شعر آن باشد که شاعر از تکنیکی استفاده کند تا اگر خواننده باهوش باشد، بفهمد آخر شعر چگونه است.
آرامیسواژهنامه آزادآرام و آهسته- ریشه فارسی دارد زر زرد - گل زرد - فارسی زر زرد - گل زرد - آرام و آهسته
لولیدنواژهنامه آزادیعنی حرکات آهسته و پیچیدن مثل کرم که در زمین می لولد یعنی حرکات آهسته و پیچیدن مثل کرم که در زمین می لولد