پوشیهواژهنامه آزادرو بند. پارچهای که زنان برای در امان ماندن از گرما یا نگاه نامحرمان، بر صورت میافکنند. (به نقل از مجموعهی قوانین منهاج فردوسیان) روبند،پارچه ی لطیفی که زنان
وواریواژهنامه آزادعاریه ای. چیزی که به امانت گرفته شده است. مثال:ای پیرنو وواریه. یعنی:این پیراهن امانت است.
از سر واکردواژهنامه آزاداَزْ سَرْ واْکِرْدَ:(az sar wakerda) در گویش گنابادی یعنی کاری را اانجام ندادن ، پیچاندن کسی که پیگیر انجام کاری است ، رد کردن درخواست
تیراندرواژهنامه آزادتیراندر (به فتح د) نام کوه و دره ای واقع در روستای توریور از توابع سنندج؛ ازآنجاکه کوه دیگری در جوار این کوه، با نام ایزاندر، با معنای احتمالی ایزدان دره (درۀ خ