موادمنفجرهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تضاد در عمل (اختیار فردی) جره، باروت، دینامیت، تیانتی، ترینیتروگلیسرین، چاشنی آتشبازی، ترقه، فشفشه، سیگارت، خمپارۀ شادی، کوزه، گلفشان نیروی راننده
محاورهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رسانۀ ارتباط . وسیلۀ انتقال اندیشه ه، صحبت، گفتگو، مکالمه، پچپچ، مصاحبه، پرسش وپاسخ، بگووبخند، دل دادن و قلوه گرفتن، گلگفتن و گلشنفتن شور، اختلاط، تبا
محاوره کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رسانۀ ارتباط . وسیلۀ انتقال اندیشه اوره کردن، صحبت کردن، حرف زدن، گپ زدن، درد دل کردن، پچپچ کردن، ظریف سخن گفتن مناظره کردن
مذاکره کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: ارادۀ اجتماعی وابسته دن، بحث کردن، چانه زدن، چکوچانه زدن، گفتگو کردن، گفتگو را ادامه دادن، تبادل نظر کردن، تجارت کردن عرضه کردن سازش کردن، قرارداد منعقد
مکروهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی خواسته، نامردمی، مخالف سلیقه، دافع، نفرتانگیز، بدمزه، ناگوار