علّیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: علیت فت] علّی موجب، موجد، ایجادکننده، آفریننده، پدیدآورنده، زاینده، مولّد بانی، باعث منجر مؤثر ضروری، واجب، اجباری، الزامی، وادارکننده، اصلی، باارتباط، م
علوم پزشکیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی ، داروسازی، آناتومی، کالبدشناسی، ارتوپدی، اورولوژی، انکولوژی، ایمنیشناسی (ایمونولوژی)، انکولوژی، عصبشناسی، پیراپزشکی، ...
جعلیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نحوۀ ارتباط علی، غیرواقعی، نادرست، کاذب، تقلبی، دروغی افسانهای، ساختگی، ساختهوپرداخته، بافته، تقلیدی ظاهری، بدون واقعیت، مَجاز، مجازی، اسمی، الکی، باسم
جعل کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نحوۀ ارتباط ن، تقلب کردن، برساختن، آب در شیر کردن، وضع کردن، ساختن فریبدادن
غذایحیوانات: علوفهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت ات: علوفه، علف، علیق، کاه، ینجه، دان، دانه، ارزن، طعمه آبگیری