چاپلوسی کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اخلاقیات لوسی کردن، تملق گفتن، تملقکردن، مجیز دیگری را گفتن، دستمال یزدی انداختن (بهدست گرفتن)، هندوانه زیر بغلکسی گذاشتن، بادمجان دور قاب چیدن، نوکرصفت
سیرکردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی ردن، راضی کردن، رفعتشنگی کردن، کفایت کردن، کافی بودن، پرکردن، اشباع کردن، کامل شدن، آبیاری کردن چپاندن، با تعارف زیادخسته کردن، کسل کننده بو