وسوسه کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار فردی؛ عام کردن، اغوا کردن، تطمیعکردن، گمراه کردن پیشنهاد کردن، نمایش دادن، بهنمایش گذاشتن، عرضه کردن تلقین کردن، باوراندن، قبولاندن، اثبات کردن،
مَسکَنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: فضای عام حل اسکان موقت، محلاقامت، اقامتگاه، آپارتمان▼، خانۀ سازمانی، خانۀ اجارهای، خانه [مادی]▼ پانسیون، خوابگاه، استراحتگاه، آسایشگاه، محل استراحت مسا