سوارفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت ، اسبسوار، سوارکار مسافر، سرنشین پستچی، چاپار، پیک، ارتباطات پستی پلیس سواره، سوارهنظام چپانداز، چابکسوار دوترکه، دوپشته
سوارهنظامفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تضاد در عمل (اختیار فردی) هنظام، اسواران، پلیس سواره شوالیه وسیلۀ نقلیۀ جنگی
سوگواریفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی ری، ترحیم، پرسه، ماتم، مصیبت، زاری، سوگ، عزا، عزاداری، افسردگی تسلیت، دلداری، همدردی مجلس ترحیم، مجلس ختم، پرسه مرثیه، نوحه، روضه، سرود عزا،