مکان مقدسفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مذهب کعبه، بیتاللهالحرام، خانۀخدا، قبله، حرم، قدس، بارگاه، معبد▲ مذبح سجدهگاه، تحصنگاه آرامگاه، مقبره حوزۀ علمیه، صومعه، راهبهخانه، دیر محراب▼ گنبد
نقل مکانفرهنگ فارسی طیفیمقوله: فضای عام ] نقل مکان، جابهجایی، حرکت گذر تغییر محل، اسبابکشی، اثاثکشی، تبدیل بهاحسن، انتقال ملک مسافرت، مسافرت زمینی، مسافرت دریایی آیندوروند، ترافیک
رنگینکمانفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی ، چیز رنگین، چیز رنگارنگ، قوس قزح، صدف، طاووس، پر طاووس، طیف، مداد رنگی
مجاورتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: بُعد مجاورت، همسایگی، چسبیدگی، نزدیکی همپوشی، همپوشانی، همنهشتی، تداخل تماس، لمس، تقرب مابهالاشتراک، وجه مشترک جوار، محضر، حریم، آستان ◄ جلو، منزل حو
مجاورفرهنگ فارسی طیفیمقوله: بُعد ور، چسبیده بههم، بلافصل، بلافاصله، کناری، پهلویی، جانبی، محیطی مشترک همسایه همنهشت، متداخل، متقاطع، آمیخته پَهلویِ، درجوار، درپیِ قبلی، کنار، پشت