سَمّیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی مومکننده، زهرآگین، مُخدّر، مستیآور، گندیده، مهلک، کشنده زهرآلود، سمآلود، سمدار
مأیوس کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی ردن، امیدی باقی نگذاشتن، نومید کردن، آیۀ یأس خواندن، آب پاکی بر دست کسی ریختن، ناکام گذاشتن دل شکستن
مؤیدفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اخلاقیات ید، تأییدکننده، راضی، متشکر، قدردان، انتخابکننده، ترجیحدهنده مساعد، تحسینآمیز، ستایشبار، ستاینده▲، تمجیدکننده افتخاری
شستشوی موفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی وی مو، شامپو، آبکشی مواد آرایش مو: شامپو، نرمکننده، رنگ مو، حنا، اسپری، بریانتین، سدر، کتیرا، ژل