ناموزون [کلام]فرهنگ فارسی طیفیمقوله: رسانۀ ارتباط . وسیلۀ انتقال اندیشه ] ناموزون [کلام]، زمخت، زشت غلط، معیوب، ناقص مستهجن، شنیع، پست، مبتذل سکتهدار سست [کلام] بیادب، خام، بیتزویر
سالروز نگهداشتنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی لروز نگهداشتن، جشن گرفتن، گرامیداشتن، تقدیس کردن، بهیاد آوردن، سلام رساندن، اهمیت دادن
نوآموزفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نحوۀ ارتباط تدی، نوچه، تازهکار، بیتجربه، ابجدخوان، ناشی، الفباخوان، پنجلهمخوان اهل تجربه، آزمایشکننده
نزولیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت نزولی، کاهنده، سقوطکننده، اُفتان، اُفتکننده غریق غرقه، نازل، افتاده، ساقط، کاسته درحال فرود
چونفرهنگ فارسی طیفیمقوله: علیت یرا، چه، چونکه، برای اینکه، بهدلیل اینکه، چه آنکه، بهآن سببکه، بهعلت آنکه، ازآنجاییکه، ازآن جا[که] بهدلیل، بهسببِ، بهمناسبتِ، بهعلتِ ازبهرِ