نامشابهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رابطه ] نامشابه، متفاوت، متمایز ناجور، نابرابر ابتکاری، نوآور بیبدیل، متجدد
نامناسبفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رابطه ناجور، ناباب، نابهجا، بد، غلط، افتضاح، نامطلوب توصیهنشده غیرعملی، مردود، نابههنگام ناشی برکنار، غیرقابل استفاده، خراب ناسازگار▲
نامنظمفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نظم نامنظم]، بینظم، نامرتب، شلخته، بیبندوبار، بیسروسامان، بیبرنامه، بیسررشته، بیانضباط، سرکش گیج، مست، خشمناک وحشی، پریش، پرتگو، پرتوپلاگو، سبکس
نامحدودفرهنگ فارسی طیفیمقوله: عدد نامحدود، بینهایت، پایانناپذیر، تمامنشدنی نامتناهی، لایتناهی بیآغاز، بیابتدا بیانجام، بیآخر، بیانتها، بیپایان، بیکران، بیکرانه، بیحد، بیح