نجات یافتنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی فتن، خلاص شدن، رهاشدن، رَستن، آزادشدن، گریختن رستگارشدن، رستگاری یافتن
متکلف [نویسنده یا شاعر]فرهنگ فارسی طیفیمقوله: نحوۀ ارتباط لف [نویسنده یا شاعر]، متکلف (2)، متکلفنویس، آرتیستی، متصنع لافزن
متکلف ➋ [نویسنده یا شاعر]فرهنگ فارسی طیفیمقوله: رسانۀ ارتباط . وسیلۀ انتقال اندیشه ➋ [نویسنده یا شاعر]، متکلفنویس، متصنع، آرتیستی لافزن فخرفروش
نیاموختهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نتیجۀ استدلال ه، بیسواد، ناآشنا، ناآگاه، بیاطلاع، تحصیلنکرده غافل، تاریکدل، گمراه، تاریکاندیش، بداندیش، متعصب