تیرهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نظم فرعی، زیرگروه، فرزند، طایفه، نژاد، تخم، نسب، شجره، شجره نامه قشر، اقشار، طبقۀ اجتماعی هویت فرهنگی، کیفیت، درجه، ماهیت مارک، مدل، علامت قالب، ساخت، ش
تیراندازی کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت ی کردن، نیزه انداختن، تیر زدن، شلیک کردن، آتشکردن، تیر انداختن، سنگ انداختن
تیرهسازیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی ازی، کسوف، خاموشی، ناپدیدی، غروب افول، زوال، تیرهشدن آفتابزدگی، برنزه شدن تیرگی روابط، کدورت ◄ دشمنی خورشیدگرفتگی، آفتابگرفتگی، گرفتِ جزئی، قد