انتقامفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات بین فردی ام، تلافی، مجازات استیفای حقوق، قصاص، کینۀ قبیلهای کینه، بغض، غرض، حسادت
انتقامجوییفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات بین فردی نتقامجویی، کینهجویی، بدخواهی، تلافیجویی، عدم پذیرش، عدم سازش کینۀ شتری
انتقام گرفتنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات بین فردی نتقام گرفتن، تلافی درآوردن، آشبرای کسی پختن (با یک وجب روغن روی آن)، کینه نشان دادن، کینهجویی کردن، تلافیکردن
انتقالفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت انتقال، حمل، حرکت، انتقال اسبابکشی، اثاثکشی، نقلمکان عبور و مرور، گذر اعزام، ارسال▼ اخراج تحرکات، انتقالات، انتقال نیرو تحویل، انتقالملک
انتقالفرهنگ فارسی طیفیمقوله: فضای عام جابهجا کردن، منتقلکردن، حمل (انتقال)، نقل، تغییر محل، نقل مکان▲ حملونقل، باربری، ترابری عبورومرور، گذر اعزام، ارسال مخابره اخراج بستهبندی، با